العلامة المجلسي
17
حياة القلوب ( فارسي )
فصل أول در وجوب امامت وآنكه هيچ زماني خالى از امام نمىباشد بدان كه خلاف است ميان علماى امّت در آنكه نصب امام آيا واجب است بعد از انقراض زمان نبوّت يا نه ، وبر تقدير وجوب آيا بر خدا واجب است يا بر امّت ؟ وبر هر تقدير آيا وجوبش عقلي است كه عقل حكم مىكند به وجوبش يا از دلايل سمعيّه وجوبش معلوم شده است ؟ پس قاطبهء علماى اماميّه را اعتقاد آن است كه نصب امام بر حق تعالى واجب است عقلا وسمعا ؛ وبعضي از معتزلهء أهل سنت وجميع خوارج را اعتقاد آن است كه نصب امام مطلقا بر خدا وخلق واجب نيست ؛ واشاعره وأصحاب حديث أهل سنّت وبعضي از معتزله قائلند كه نصب امام بر مردم واجب است به دليل سمعي نه عقلي ؛ وجمعى از معتزله را اعتقاد آن است كه واجب است بر مردم نصب امام با امن از فتنه نه با خوف فتنه ؛ وبعضي بر عكس گفتهاند . وامام در لغت عرب به معناى مقتدا وپيشوا است ، ودر اصطلاح فرقهء ناجيه در باب صلاة كه امام مىگويند غالبا به معنى پيشنماز است ، ودر علم كلام كه امام مىگويند مراد شخصي است كه از جانب خدا به خلافت ونيابت حضرت رسالت پناه معيّن شده باشد ، وگاهى هست كه به پيغمبر صلّى اللّه عليه وآله وسلّم نيز امام اطلاق مىنمايند . واز بعضي اخبار معتبره كه ان شاء اللّه بعد از اين مذكور خواهد شد معلوم مىشود كه مرتبهء امامت بالاتر از مرتبهء پيغمبرى است چنانچه حق تعالى بعد از نبوّت به حضرت إبراهيم خطاب فرموده كه إِنِّي